تبليغاتX
دلتنگی


دلتنگی

برای بهترین فرشته

اونی که می خواستم عهدشو شکست و
 به پای عشق جدید نشست و 


 چش روی آرزوم همیشه بست و
 پشت مه پنجرمون رها شد


 اونی که می خواستم مث اشک چکید و
 تو طول راه یهو یکی رو دید و


 صدای از ما بهتر و شنید و
 به خاطر هیچی ازم جدا شد


اونی که می خواستم دل ما رو بردو
 تو راه که می رفت به یکی سپرد و


 تو خاطرش ، خاطره ی ما مرد و
 یکی دیگه تو رویاهاش خدا شد


 اونی که می خواستم دل ازم برید و
 بین گلا یه گل تازه چید و


 به اونی که دلش می خواس رسید و
 مثل تموم مردا بی وفا شد 


 اونی که می خواستم زود ازم گذشت و
 یه روزی رفت و دیگه بر نگشت و


منکر مجنون شد و کوه و دشت و
منکر عشق و بودن با ما شد


 اونی که می خواستم زیر قولش زد و
با یکی دیگه پیش من اومد و


 به خاطر اون به ما گفتش بد و
 عزیز تر از دیروز و از حالا شد


اونی که می خواستم شدش از ما سرد و
 پیغام دادش که دیگه برنگرد و


 بد بودن ما رو بهونه کرد و
 غیبش زد و یک دفعه کیمیا شد


اونی که می خواستم ما رو بد شناخت و
 هستی شو پیش یکی دیگه باخت و


 قصر من و با یکی دیگه ساخت و
شکر خدا باز ولی پادشا شد


اونی که می خواستم من و داد به باد و
رفت پیش اون کس که دلش می خواد و


 زد زیر عشقش تا یادش نیاد و
 اسم منم جز آدم بدا شد


اونی که می خواستم من و زد کنار و
 خزونشو یه جوری کرد بهار و


قایم شدش تو یه عالم غبار و
 تقدیر ما مثل موهاش سیا شد


اونی که می خواستم آخرش گم شد و
 بازیچه ی چشمای مردم شد و


 وارد عشق صد و چندم شد و
 توی خیال کس دیگه جا شد


 اونی که می خواستم ، ولی انگار مده
مال همه یه جورایی گم شده


کاش از میون غبارا بیاد و
بهم بگه هر چی می گی بیخوده

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 22:49 توسط م|


Design By : Night Skin